instagram telegram
ellipse
تقویم رویدادها

مراسم وداع با علی خسروی برگزار شد

مراسم وداع با علی خسروی برگزار شد

مراسم وداع با علی خسروی برگزار شد

به گزارش روابط عمومی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، مراسم وداع با علی خسروی، طراح گرافیک و نقاش، با حضور نامداران و اهالی گرافیک، تصویرسازی، نقاشی، سینما، تئاتر، فرهنگ و رسانه، صبح دوشنبه چهاردهم اردیبهشت‌ماه در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

 

آیدین آغداشلو، مهدی هاشمی، بهرام کلهرنیا، لیلی گلستان، ابراهیم حقیقی، امراله فرهادی، مهدی فیروزان، آیدین مهدی‌زاده، داریوش فرهنگ، بیژن بیژنی، شهین ترکمن، ایرج اسکندری، فرزاد ادیبی، اکبر نیکان‌پور، محمد بنی‌اسدی، عباس مشهدی‌زاده، یعقوب عمامه‌پیچ، امیر اثباتی و اسدالله امرایی از جمله افرادی بودند که در این مراسم حضور داشتند.

 

در ابتدای برنامه، پیام صوتی دختر زنده‌یاد علی خسروی برای حضار پخش شد که از خاطراتش با پدر گفت.

 

ابراهیم حقیقی یکی دیگر از افرادی بود که پشت تریبون رفت و دقایقی درباره زنده‌یاد علی خسروی توضیحاتی داد. او صحبت‌هایش را این‌گونه آغاز کرد: «این چه رازی است که هر سال بهار با عزای دل ما می‌آید؟ به شخصه برای من هفته‌ای بسیار تلخ گذشت. شنیده‌اید که بعضی از بازرگانان که تمام اندوخته‌های عمرشان را جمع کرده‌اند، یک روز به آن‌ها خبر می‌دهند که کشتی‌هایشان در دریا غرق شده است؟ هفته پیش چنین حسی داشتم. همزمان با رفتن علی، روز بعدش هم با رفتن محمدرضا بهمن‌پور، انگار که دو بخش از اندوخته‌های ۵۷ ساله‌ام را از دست داده‌ام.»

حقیقی با اشاره به سال‌ها همکاری‌اش با علی خسروی و محمدرضا بهمن‌پور در عرصه هنر و گرافیک اظهار کرد: «از همان روزهایی که وارد دانشکده شدیم، علی از همان ابتدا وارد کار شد. دفتر مرتضی ممیز که برای ما خانه و مدرسه بود و بعدها در انتشارات سروش، همیشه در کنار ما بود. علی خسروی نه تنها در گرافیک، بلکه در تصویرسازی ایران از پیشگامان و پیشکسوتان بود.»

او با یادی از سفرهای مشترکشان با علی خسروی گفت: «ما خیلی سفر کردیم. از خراسان، گیلان، مازندران، آذربایجان، کردستان، خوزستان، هرمزگان، یزد، کرمان و کاشان. زیر این آسمان، آسمان ایران، این اندوخته کمی نیست. این سرمایه‌ای است که به همراه دوستی با محمدرضا و علی حاصل شد. ما خیلی کار کردیم، کتاب‌های بسیاری تولید کردیم، اما حالا که این دوستان عزیزمان را از دست داده‌ایم، حسی مشابه همان بازرگان را دارم که می‌شنود هیچ کشتی‌ای دیگر در هیچ دریایی برایش نمانده است.»

حقیقی در ادامه بیان کرد: «حس من این است که باید از این اندوخته‌هایی که هنوز دارم مراقبت کنم. دوستان عزیزم و استادان گرامی‌ام که همچنان در کنارم هستند. این سرمایه‌ها را باید قدر دانست و از آن‌ها مراقبت کرد؛ زیرا هیچ سرمایه‌ای برای من جز این دوستان وجود ندارد. من نمی‌توانم این اندوخته‌ها را رها کنم، باید همچنان در این کشتی دریا با آن‌ها باشم.»

این هنرمند در کلام آخر با تأکید بر اهمیت نگهداری از این سرمایه‌های انسانی اظهار کرد: «امروز بیشتر از هر زمانی در زندگی، ارزش اندوخته‌هایم را می‌فهمم. باید از این دوستان و استادان عزیز مراقبت کنیم؛ چرا که آن‌ها سرمایه‌های واقعی ما هستند. در این کشتی زندگی، با هیچ‌کدام از این عزیزان رها نخواهیم شد.»

در ادامه آیدین آغداشلو دقایقی با حضار صحبت کرد و با بیان اینکه «گمان می‌کردم دیدارها ادامه‌دار خواهد بود»، از فقدان این هنرمند به‌عنوان ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر یاد کرد.

او با اشاره به ویژگی‌های هنری خسروی گفت: «به نظر من او مهم‌ترین طراح نسل خود بود و با وجود حضور استادان بزرگی در حوزه‌های مختلف، شیوه‌ای که خسروی در طراحی داشت، به‌ویژه در نحوهٔ پر و خالی گذاشتن فضاها، بی‌نظیر بود.»

آغداشلو با این تأکید که در ایران نظیری برای قدرت قلم و مهارت او به یاد ندارد، افزود: «با وجود تجربه و آموختن نزد استادان بزرگ، معتقدم او "چیز دیگری" بود و اگر اختلاف سنی وجود نداشت، حتماً از شاگردانش می‌شدم. او طبیعتی بسیار ملایم و مهربان داشت و در تمام سال‌های آشنایی، رفتاری دلپذیر و صمیمی با من داشت، به‌گونه‌ای که هر دیدار، گویی ادامهٔ دیدار قبلی بود.»

آغداشلو با اشاره به دوستان مشترکشان، از جمله احمدرضا احمدی، فیروز شافعی و ابراهیم حقیقی، این ارتباطات را زمینه‌ساز دیدارهای گاه‌به‌گاه میان خود و خسروی دانست.

او در ادامه با ابراز تأثر از درگذشت خسروی گفت: «از شنیدن خبر فوت او بسیار شکسته شدم، هرچند مرگ، تنها حقیقتی است که همواره تکرار می‌شود و گریزی از آن نیست. جای خالی هنرمندانی که از جهان می‌روند، بخشی از نظم ناگزیر زندگی است؛ امری که اگرچه تعجب‌آور نیست، اما اندوهی عمیق به همراه دارد.»

آغداشلو همچنین اظهار کرد: «در یک روز، خبر درگذشت علی خسروی، محمدرضا بهمن‌پور و یکی از دوستان قدیمی‌ام را شنیدم و همین، سنگینی این فقدان را دوچندان کرد. با این حال، باید این سختی‌ها را پذیرفت و تحمل کرد.»

او در پایان با اشاره به جایگاه خسروی در هنر معاصر ایران گفت: «اینکه گفته می‌شود جای او در طراحی، گرافیک و تصویرگری معاصر خالی خواهد ماند، شاید در بلندمدت قابل قضاوت باشد، اما می‌دانم که در طول عمر من، این خلأ هرگز پر نخواهد شد.»

 

سپس مهدی فیروزان، از چهره‌های ماندگار و تأثیرگذار در حوزهٔ فرهنگ که سابقهٔ تأسیس و مدیریت مراکزی چون سروش، شهر کتاب و فیدبک را دارد، با اشاره به اینکه از اوایل دههٔ ۶۰ به‌واسطهٔ سروش با خسروی رابطه‌ای نزدیک داشته است و با تأکید بر ویژگی‌های شخصیتی او اظهار کرد: «بسیاری از صفاتی مانند سخاوت یا خلاقیت ممکن است در افراد مختلف وجود داشته باشد، اما آنچه هویت واقعی یک انسان را شکل می‌دهد، کیفیتی عمیق‌تر است. مهم‌ترین ویژگی خسروی "بی‌آلایشی" او بود؛ حالتی که در برخورد با او هیچ فاصله یا احساس ناامنی ایجاد نمی‌کرد و نوعی صداقت و خلوص در رفتارش موج می‌زد.»

 

فیروزان این ویژگی را چنین توصیف کرد: «در مواجهه با خسروی هیچ‌گونه حسابگری یا پنهان‌کاری احساس نمی‌شد و او مانند "نسیم پاک کوهستان" حضوری صمیمی و بی‌واسطه داشت. این خصلت در تمام سال‌های آشنایی‌مان ثابت بود و در کنار توانایی‌های هنری، وجهی متمایز به شخصیت خسروی می‌بخشید.»

او ادامه داد: «لایه‌لایه بودن و پیچیدگی‌های رفتاری در طول تاریخ به بخشی از اخلاق عمومی تبدیل شده است، اما خسروی با وجود آگاهی و توانمندی، شخصیتی شفاف، صادق و بی‌آلایش داشت و همین موضوع او را متمایز می‌کرد.»

فیروزان با بیان اینکه خسروی با وجود توانایی‌های بالا از بسیاری موقعیت‌ها و اعتبارات چشم‌پوشی کرده بود، افزود: «در گفت‌وگوهایی که دربارهٔ پروژه‌ها و فعالیت‌هایش داشتیم، هرگز نشانی از حسابگری در او ندیدم.»

او در ادامه با اشاره به فعالیت‌های خسروی در مجموعهٔ «سروش» گفت: «دوران طلایی این مجموعه حاصل تلاش جمعی هنرمندان بود و خسروی نیز در آن مسیر رشد کرد. طی سال‌ها شاهد شکل‌گیری و جسارت یافتن قلم خسروی بودم و این جسارت را برخاسته از صداقت درونی او می‌دانم.»

فیروزان در پایان با تسلیت به جامعهٔ هنری تأکید کرد که درگذشت خسروی فقدان یکی از هنرمندان توانمند و در عین حال پاک و بی‌آلایش است و ابراز امیدواری کرد که منش اخلاقی او در کنار آثار هنری‌اش برای نسل‌های بعدی الهام‌بخش باشد.

 

در ادامه، بیژن بیژنی، خوشنویس و خواننده، به ایراد سخن پرداخت و گفت: «آشنایی من با استاد علی خسروی به سال ۱۳۵۶ بازمی‌گردد؛ زمانی که در واحد گرافیک انتشارات سروش به‌عنوان خوشنویس مشغول به کار شدم. مدتی گذشت تا با هنرمندان گرافیست، که هر یک سبک و سیاق خاص خود را داشتند، آشنا شدم. در این میان، استاد علی خسروی، دوست عزیز و دیرینه‌ام، شخصیتی متفاوت داشت و این ویژگی را تا پایان عمر حفظ کرد.

او در اتاق کارش، علاوه بر فعالیت‌های گرافیکی، صفحه‌آرایی و طراحی روی جلد کتاب، به‌طور مداوم به طراحی و کشیدن پرتره از چهره‌های فرهنگی و هنری می‌پرداخت و خستگی‌ناپذیر برای اعتلای هنر خود تلاش می‌کرد. دست توانای او در پرتره‌نگاری همواره مورد توجه بود و در میان آن جمع از هنرمندان گرافیست، تنها او بود که با شور و شیدایی خاصی نقاشی می‌کرد. به‌جرأت می‌توانم بگویم که در این سال‌ها، یکی از پرکارترین نقاشان معاصر ایران بود، به‌ویژه سیاه‌طرح‌هایی که از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و دیگر چهره‌های برجسته خلق کرد، آثاری دیدنی و ماندگار هستند. او به‌راستی جان و جهان خود را در نقاشی گذاشته بود.

خسروی اهل مهاجرت نبود. هرگاه با هم گفت‌وگو می‌کردیم، تأکید داشت که به زندگی در این سرزمین دلبسته است. این نگاه، مرا به یاد شعری از فریدون مشیری می‌اندازد: "من اینجا ریشه در خاکم…". این شعر به‌خوبی ترجمان زندگی او بود؛ هنرمندی که در این سرزمین ماند، ریشه دواند و ثمر داد. او همواره بر این باور بود که هنرمندان می‌توانند چهرهٔ جهان را مهربان‌تر کنند و پیام‌آور صلح، آزادی و مهر باشند.

در اینجا به فرزندان عزیزش، تارا و هومن، و به جامعهٔ هنری، انجمن طراحان گرافیک و نقاشان تسلیت عرض می‌کنم. همچنین جا دارد از دوستان نزدیک او، از جمله ابراهیم حقیقی، امرالله فرهادی، داریوش فرهنگ، جمال طباطبایی، بهرام جلالی و مهندس الماسی که در تمام این سال‌ها همراه او بودند، قدردانی کنم.»

 

بیژنی همچنین یادداشتی از امیرهوشنگ مهر اردلان را که به‌دلیل بیماری در این مراسم حضور نداشت، خواند که به این شرح است: «"یاران موافق همه از دست شدند / در پای اجل یکان یکان پست شدند" (خیام)

با اندوهی سنگین و غافلگیرانه از بستر بیماری می‌نویسم که علی خسروی کرمانی، چهره‌ای شاخص از خطهٔ پربار کرمان، ما را سوگوار کرده و برای بدرقه‌اش گرد هم آمده‌ایم. هنوز باور این فقدان دشوار است، اما این رسم دنیای ناپایدار است که می‌آورد و می‌برد و آنچه می‌ماند، یاد و یادگارهاست.

یادگارهای این دوست شریف کم نیست. از افتخارات زندگی حرفه‌ای و هنری من این بود که در سال‌های دور، او به‌عنوان شاگردی نجیب و آرام وارد کارگاه طراحی شد و سپس در رشتهٔ گرافیک دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد. او آن‌چنان رشد کرد که در کنار استادانی چون مرتضی ممیز و قباد شیوا قرار گرفت.

امید دارم در شأن او، در کنار چهره‌های ماندگار کرمان، مکانی برای حفظ و نگهداری آثارش فراهم شود تا به فرهنگ غنی این خطه افزوده شود. در کنار فعالیت‌های گرافیک، من از سال‌ها پیش شاهد شکوفایی قلم و نقاشی او بودم؛ آثاری چون مجموعهٔ "رویای قرنطینه" با تصویر بانوان نوازنده و تابلوهای متعدد که برخی از آن‌ها در حراج تهران نیز ارائه شده‌اند. شاید بتوان گفت او بی‌آنکه خود بداند، در برخی آثارش پیش‌نگر زمانه بود.»

 

داریوش فرهنگ، از دوستان دیرین زنده‌یاد علی خسروی، در مراسم تشییع این هنرمند با ابراز اندوه گفت که فقدان او، از دست رفتن یکی از چهره‌های اصیل عرصهٔ هنر و اندیشه است.

وی با تسلیت به خانواده و جامعهٔ هنری اظهار کرد: «آثار برجای‌مانده از خسروی، از جمله مجموعه پرتره‌های چهره‌های فرهنگی و همچنین پروژه‌هایی مانند "رویای قرنطینه"، نشان‌دهندهٔ میزان جدیت، پشتکار و جایگاه ویژهٔ او در هنر معاصر ایران است.»

فرهنگ در ادامه افزود: «خسروی از جمله هنرمندانی بود که فروتنی، مهربانی و پرهیز از تنگ‌نظری در رفتار او کاملاً مشهود بود. همین ویژگی‌های انسانی در کنار توانایی‌های حرفه‌ای‌اش، او را در میان هم‌نسلانش متمایز می‌کرد.»

او با اشاره به واپسین دیدار خود با این هنرمند گفت: «در روزهای بستری در بیمارستان نیز خسروی از هوشیاری و دقت ذهنی قابل توجهی برخوردار بود. با اطرافیان گفت‌وگو می‌کرد و حتی دربارهٔ موضوعات روز و مسائل فرهنگی و هنری با همان نگاه دقیق همیشگی سخن می‌گفت.» به گفتهٔ او، این هنرمند تا آخرین لحظات نیز آرامش ذهنی و حضور فکری خود را حفظ کرده بود.

فرهنگ در بخش دیگری از سخنانش به پیشینهٔ دوستی طولانی خود با خسروی اشاره کرد و گفت: «آشنایی ما به دوران نوجوانی در کرمان بازمی‌گردد؛ زمانی که خسروی از همان سال‌های مدرسه به نقاشی علاقه نشان داد و با جدیت مسیر هنری خود را آغاز کرد.»

وی افزود: «این پشتکار در سال‌های بعد نیز ادامه یافت و در دوران دانشکدهٔ هنرهای زیبا و سپس حضور در آتلیهٔ مرتضی ممیز، به شکل حرفه‌ای‌تری دنبال شد.»

این هنرمند سینما و تئاتر همچنین از نقش خسروی در همکاری‌های تئاتری یاد کرد و گفت: «او در طراحی پوستر و عکاسی آثار نمایشی حضوری فعال و مؤثر داشت و همواره در کنار گروه‌های هنری قرار می‌گرفت.»

وی ادامه داد: «خسروی علاقه‌مندِ جدی سینما بود و حتی در روزهای پایانی عمر خود نیز با دقت دربارهٔ فیلم‌ها، بازی‌ها و جریان‌های روز سینمایی گفت‌وگو می‌کرد.»

فرهنگ در پایان سخنانش با اشاره به تلاش‌هایی که برای بهبود وضعیت جسمی این هنرمند وجود داشت گفت: «با وجود امیدها و پیگیری‌ها، سرانجام این هنرمند چشم از جهان فروبست و به آرامشی ابدی رسید؛ پایانی که جامعهٔ هنر ایران را در سوگ یکی از چهره‌های تأثیرگذار خود نشاند.»

 

سعید باباوند (نایب‌رئیس انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران) که اجرای این مراسم را بر عهده داشت، در پایان از خانه هنرمندان ایران، معاونت هنری و مرکز توسعه هنرهای تجسمی وزارت ارشاد، گالری سهراب، چاپ کوفا و همچنین از محمد اردلانی، ناصر نصیری، علی قسمتی و شهرزاد شفقی برای کمک‌های ارزشمندی که برای هرچه بهتر برگزار شدن این مراسم داشتند، تشکر کرد.

بهرام کلهرنیا (رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران)، شاهین ترکمن (رئیس گالری سهراب) و مهنوش مشیری دیگر افرادی بودند که دقایقی به ایراد سخن پرداختند.

خسروی که از اعضای افتخاری انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران بود، نهم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ پس از تحمل یک دوره بیماری در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

 

عکس‌ها از لیلا ابراهیمی.

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید:
آخرین اخبار

بیشتر بخوانید

حامیان انجمن